غلامحسين محرمى

229

تاريخ تشيع از آغاز تا پايان عصر غيبت صغرى ( فارسي )

درس بيست و پنجم علم فقه مجموعه رفتارهاى انسان ، كه رابطه او با خدا و مردم است ، نيازمند مقرراتى است ، كه متكفل آن علم فقه است . قوانين اسلام منشائى خدايى دارند و از خواست و اراده خدا سرچشمه مىگيرند . البته ارادهء خدا هيچ‌گاه صرف قرارداد و اعتبار نيست ، بلكه براساس مصالح و مفاسد تكوينى و حقيقى صادر مىشود ؛ رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله فرستاده خدا و حكم او حكم خداست ؛ « ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى » « 1 » و براساس آيهء « أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ » « 2 » كه اطاعت اولى الامر ، جانشينان حقيقى پيامبر را در رديف اطاعت خدا و رسول آورده است . سخن امامان معصوم عليهم السّلام چيزى جداى از وحى نيست و مانند سخن پيامبر پيروى از آن واجب است . وضع فقه در عصر صحابه و تابعين اما بعد از درگذشت پيامبر كه مسير حقيقى اسلام تغيير يافت و مردم از جانشينان برحق پيامبر دور ماندند ، در مسائل شرعى به اصحاب پيامبر مراجعه مىكردند . البته تعدادى از اصحاب در اين امر پيشگام بودند ؛ چنان‌كه ابن سعد مىگويد : در دوران « خلافت ابو بكر و عمر عثمان ، على ، عبد الرحمن بن عوف ، معاذ بن جبل ، ابىّ بن كعب و زيد بن ثابت فتوى مىدادند . « 3 » اگرچه ائمهء اطهار عليهم السّلام و تعدادى از بزرگان شيعه چون ابن عباس و ابو سعيد خدرى نيز به صورت فقيه و آگاه از قوانين شريعت مورد توجه عامه و اهل‌سنت بودند و مورد

--> ( 1 ) . نجم 53 : 3 و 4 . ( 2 ) . نساء 4 : 59 . ( 3 ) . ابن سعد . الطبقات الكبرى ، دار احياء التراث العربى ، بيروت ، ط اول ، 1410 ، ج 2 ، ص 267 .